![]() |
![]() |
|
|
کوچکترین مدرسه دنیا با ۳نفر دانش آموز در روستای بلوچخانه از توابع شهرستان سبزوار قرار دارد روستای بلوچخانه ۲۰خانوار جمعیت دارد وشغل اصلی آنها باغداری وکشاورزی است ودر کنار آن دامدار نیز هستند بیشترین محصول آنها بادام است این مدرسه از قدیم فقط یک کلاس درس داشته و تمامی دانش آموزان این مدرسه از کلاس اول تا کلاس پنجم ابتدایی در یک کلاس درس میخواندند ومعلم انها نیز یک نفر بوده تا حالا که بخت با انها یار شده و هر سه نفردانش سال چهام هستندمنتظر عکس هایی از این مدرسه باشید |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 23:16 توسط کریمیان |
|
|
استان هرمزگان استان هرمزگان با مساحت 68472 كيلومتر مربع در جنوب ايران و در شمال تنگه هرمز واقع شده است در بخش عمده اي از شمال و شمال شرقي با كرمان همسايه است وازشمال غربي و مغرب آن با استانهاي فارس و بوشهر و از شرق با استان سيستان و بلوچستان مرز مشترك دارد. استان هرمزگان از مناطق گرم وخشك ايران است و تحت تاثير آب وهواي بياباني و نيمه بياباني قرار دارد آب وهواي كناره هاي درياي عمان وخليج فارس بياباني كناره ايست كه به علت وجود رطوبت از شدت دما در روز وكاهش شديد آن در شب جلوگيري بعمل مي آورد هر چه از كناره هاي استان هرمزگان به سمت شمال يا ارتفاعات برويد تفاوت آب وهوا زيادتر مي شود.
پارسيان(گاوبندي gavbandi) شهرستان پارسيان با مساحتي برابر 12/1783 كيلومتر مربع در 53 درجه و22 دقيقه طول شرقي و 27 درجه و 7 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. از شمال به سلسله جبال زاگرس، از جنوب به خليج فارس، از غرب به استان بوشهر و پروژه عظيم پارس جنوبي و عسلويه و از شرق به بخش شيبكوه بندر لنگه محدود است. وجود 800 حلقه چاه كشاورزي و زمين هاي مساعد اين شهرستان را به يكي از قطب هاي كشاورزي استان تبديل كرده است. از گذشته هاي دور نيز گاوبندي از مناطق كشاورزي بوده و برخي در مورد وجه تسميه آن مي گويند كه به دليل وجود گاوچاه هاي متعدد در منطقه به اين نام معروف شده است. سفال ها و كوزه هاي كشف شده در اين منطقه بيانگر آن است كه تاريخچه سكونت در آن به بيش از 1400 سال پیش مي رسد. مردم آن به زبان فارسي با لهجه محلي سخن مي گويند و مردم روستاهاي عرب نشين مانند حصيران، عماني، بركه دوكا، چاه شنبه، چاه مهو، زيارت، شيو، مغدان، غورزه، سروباش، فارسي، اكبري، تمبو جنوبي، تمبو شمالي به زبان عربي تكلم مي كنند. این شهرستان 2 بخش ،1 شهر و 4 دهستان دارد: بخش مرکزی: شهر پارسیان، دهستان مهرگان و بوچیر بخش کوشکنار: دهستان کوشکنار و بهدشت آب و هوای آن گرم و خشک با زمستان های معتدل و تابستان های گرم و مرطوب است. شغل عمده ی آنها کشاورزی ، دامداری و صیادی است و عده ای نیز از طریق مهاجرت به کشورهای حاشیه خلیج فارس و کار درآنجا امرار معاش می کنند. نکته ی دیگری که در تمایز این شهرستان نسبت به دیگر شهرستان های استان قابل توجه است ، سطح تحصیلات مردم و پیشرفت های علمی آنها در زمینه های مختلف است.در سال های اخیر دو دانشگاه پیام نور و آزاد اسلامی نیز در منطقه ایجاد شده که زمینه ی مناسبی برای افزایش سطح تخصص و دانش به ویژه برای اهالی بومی آن می باشد.بر اساس برآورد آمار سال 1385 ، جمعیت این شهرستان 32369 نفر است.
روستای بهده روستای بهده در 35کیلومتری شرق شهرپارسیان واقع شده است دارای315خانوارجمعیت می باشد.مذهب اهالی شافعی است وشغل انها بیشتر کارگری کشاورزی وصید مروارید بوده امروزه شغل اکثر آنهاکارگری و کشاورزی و مشاغل دولتی است. كلياتي در مورد سفالگري: همانطور كه قبلا اشاره شد سفالگري هنر وصنعت ظريفي است كه از شرق سر چشمه مي گيرد. وو آميزه اي است از دقت نظر وتيز بيني وزيبايي پرستي شرقي وسراسر آن تجربه و زحمت است والهام گرفته از طبيعت،مناظر ،پرندگان،حيوانالت وحتي انسان،و چشم اندازهاي دل انگيز فوق روح وبطن اين صنعت بديع مي باشد.سفالگري شايد از نخستين هنرهاي دستي باشد كه از نياكان وادوار گذشته به ارث رسيده است از نسلي به نسل ديگر و هر روز بر تنوع وكيفيت آن افزوده شد. سفال سازي از دير باز همانند ديگر هنر هاي ذكر شده در استان هرمزگان رواج داشته است و اين هنر به شيوه هاي گوناگون رواج دارد . در شهر ميناب با چرخ پايي،چرخ دستي ،در شهر بندر عباس وبستك با چرخي همچون چرخ خراطي ،و بدون چرخ در شهرستان پارسيان ،كه موضوع اين پژوهش مي باشد.بر اساس بررسي وشناسايي انجام شده به سر پرستي آقاي عليرضا عسكري در اين منطقه سفالهايي بدست آمده كه قدمت آنها به مي رسد .و اما سفالهلايي نيز وجود دارند كه دقيقا مانند سفال مورد ببحث ساخته شده اند يعني در ساخت آنها نيثز از چرخ استفاده نشده است و قدمت اين نوع سفالها به به مي رسد به دلايلي مي توان گفت كه ساخت سفال بهده از از هزاران سال پيش شروع شده است اولين تصور بر اين است كه اولين سفالگران زن بوده اند .زيرا لازمه ساختن ظروف گلي نيازمند سكونت طويل المدت در يك منطقه است مردان آزادبودند و براي گشت وگذارو شكار بيرون مي رفتند.در حالي كه زنان جهت نگهداري بچه ها و تهيه غذا مجبور بودند كه در خانه بمانند. همانطور كه قبلا نيز اشاره شد. مبدا وتكامل يك ظرف خاكي طي يك فرايند خاكي انجام گرفته است سبدهاي بافته شده از شاخه هاي كوچك به همراه خاك رس گل براي اينگژكه غلظتشان بيشترز باشد رديف گشته اند .و اتفاقا وقتي سبدي مانند اين اتش مي گرفت تنها چيزي كه مي ماند خطوط گلي و خاكي آن بودند.و اولين بشقاب سفالين از اين طريق ساخته شده . مزاياي كاسه اي پايدار محكم از اين قبيل طي زمان مشاهده شده است (اين اطلاعات بر اساس يافته هاي عصر حجر بدست آمده است. در بهده اين زنان هستند كه به سفالگري مي پردازند.و مردان هركز اينكار را انجام نمي دهند. و از قديم اين كار را ياد نگرفته اند.در صورتي كه در ديگر نقاط ايران اين مردان هستند كه به سفالگري مي پردازند به استثناي كلپوركان كه در آنجا نيز دقيقا مانند بهده سفالگري مي كنند. دليل دوم : در بهده زنان هيچگاه از چرخ سفالگري استفاده نكرده اند. بلكه هر ظرف يا ساخته را روي يك صفحه گلي گرد كه تقريبا ثابت است مي سازند و اين صفحه تا زمان خشك شدن ساخته در زير آن مي ماند. به احتمال زياد از دوران گذشته انسان بررروي صفحه هاي ساخته ها را مي ساختند وتا زمان خشك شدن انرا نگه ميداشتند. زناندر روستاي بهده مرحاه به مرحله بر روي ديواره ظرف گل مي گذارن و آنرا بالا مي برند. دليل سوم :براين نظر است كه سفالهايي كه از دوران گذشته تا بحال در اين روستا ساخته شده اند فاقد لعاب ميباشند. از 4000سال قبل ايرانيان به خوبي تكنيك لعاب را مي شناخته اند. در روستاي بهده از نوعي لعاب گلي بسيار ساده استفاده مي كنند .كه قدمت اين نوع لعاب به مي رسد. د ر بهده ظرفها بعداز ساخته شدن با تخته صاف مي سشوند .و بعد از خشك شدن با لعاب گلي لعاب داده مي شوند. هدف از از لعاب سفيد شدن ظرف بعداز پخت مي باشد. تزيينات سفال بهده: زنان بهده براي تزيين دست ساخته هاي خود بسيار ساده وابتدايي و در عين حال چشم نواز و زيبا عمل مي كنند آنانبعداز اينكه ساخ ظرف به پايان رسيد و قبل ازاينكه آنرا در كوزه قرار دهند. لعابي با استفاده از خاك له آماده مي كنندو سطح كوره را با اين لعاب لعاب ميدهند.بعد از اينكه تمامي ظرف را لعاب دادند،از ظرف اولي كه لعاب آن خشك شده است.شروع به تزيين مي كنند.تزيينات شامل خطوط ساده و ابتدايي مي باشد. براي تزيين بوسيله خناررو بر روي لعاب خشك شده گلي خطوطي به شكل مورب از بالاي ظروف (لبه ظرف)به سمت پايين مي كشند.كه تقريبا اين خطوط در ده سانتي متر از لبه ظرف همديگر را قطع مي كنند. از برخورد اين خطوط لوزيهايي نيز تشكيل مي شود.علاوه بر تزييينات خطوط روي دسته ظرف نيز فرو رفتگيهايي ايجاد مي كنند و باعث دندانه دار شدن دسته ظروف مي گردند. براي ايجادخط از خود گل استفاده مي كنند .چرا كه لعابي كه به كوزه مي دهند . بعد از پخت سفيد رنگ مي شود.حال اگر با گل كوزه گري رقيق خطوطي بر روي اين لعاب بكشند اين خطوط بعد از پخت قرمز رنگ مي شود.
بيشترين وسيله اي كه امروزه همچنان طرفداران خاص خود را دارد و از زرونق آن كاسته نشده است.و چند نف هستند كه به ساخت تنور مشغول مي باشنذد. در اصطلاح محلي به آن تنيرtanir)) مي گويند. در قديم كه سفالگري از رونق بيشتري برخوردار بود معمولا محل كار حياط يكي از اهالي بود كه شبها در كنار هم مي نشستند و كوزه مي ساختند. اماذ نكته جالب شباهت بسيار زياد سفال بهده و سفال كلپوركان مي باشد كلپوركان در قسمت جنوب شرقي و نزديك مرز پاكستان ودر 390كيلومتري جنوب زلهدان مركز استان واقع شده است.ونزديكترين شهر به آن سراوان است در واقع كلپوركان يكي از روستاهاي سراوان محسوب مي شود.فاصله ايندو يعني بهده وكلپوركان تقريبا 1100(1155)كيلومتر مي باشد.
سفالگری در روستای بهده این سفالگران تنها در روستای بهده بوده اند که امروزه تعدادی از آنها به شهر پارسیان هجرت کرده اند. تمامی این افراد زن بوده و از سنین نوجوانی به کار سفالگری مشغول می باشند. بطوریکه دو نفر از خانم هایی که با آنها مصاحبه شد 70و75 سال سن داشتند.دراین منطقه هیچ مردی به سفالگری مشغول نمی باشد. وتمامی این هنرمندان زن هستند.دختر بچه ها از بچه گی در کنار مادرشان بازی می کنند تا اینکه سفالگری را یاد می گیرند وشروع می کنند به سفالگری. حتی ساخت تنور که مشکل است و نیروی زیادی لازم دارد كارگاه: در روستاي بهده كارگاه خاصي به آن شكل كه در ذهن جلوه مي كند وجود ندارد . خانم ها در محوطه ای باز و یا حیاط یکی از اهالی جمع می شدند و به کوزه گری می پرداختند ولي امروزه كه از رونق سفالگري كاسته شده است هر كس در حياط خانه خود به سفالگري مي پردازد. مواد مورد نياز: 1-خاک رس که به آن خاک گل دونی گویند. 2- خرده سفال های کهنه: درفصل زمستان که هوا خنک می باشد خرده سفال ها رااز اطراف جمع میکنند ودر گوشه ای از حیاط روی همدیگر انبار می کنند.بیشتر این سفالها را از محوطه های باستانی جمع میکنند و کسانی که از قدیم به این کار اشتغال داشته اند بخوبی این محوطه را می شناسند.هنگامی که می خواهند از خاک سفال استفاده کنند آنهارا چند روز در آب نگه می دارند .سپس آنها را روی سنگ بزرگی بوسیله ی سنگی کوچک می کوبند .بعد از اینکه سفالها بخوبی کوبیدند آن ها را با آربیز الک می کنند تا خاکی نرم و یکدست بدست آورند. 3- موی بز:(در ساخت تنورمورد استفاده قرار می گیرد.) 4-له leh به رسوبات نرمی که بعد از خشک شدن اب در یک نقطه بر جا می ماند له می گویند. ابزار مورد نیاز: 1- ظرف آب که در حین کارکردن گل را کمی خیس میکنند تا بتوانند به راحتی به آن شکل بدهند.(تصوير شماره 2- پسک(passak) پسک صفحه ای گرد از گل میباشد قطر ان تقریبا 30سانتی متر و ضخامت آن تقریبا 2سانتی متر می باشد برای ساخت هر ظرف یک عدد پسک لازم دارند وهر ظرف را روی یک پسک می سازند وتا زمانیکه کاملا خشک نشده آنرا از روی پسک بر نمیدارند. 3- مله (male):تخته ای را گویند به ابعاد4*9وقطر نیم سانتی متر که از آن برای صاف کردن بدنه ساخته استفاده می کنند. 4- آربیز (arbiz):الک (تصوير شماره 5- خنارو(xonaru):قلم مو،این وسیله را با موی بز و توسط خود هنرمندان ساخته می شود.
طرز تهیه ی گل: نموده و آنها را چند روز در آب نگه می دارند .سپس آنها را روی سنگ بزرگی بوسیله ی سنگی کوچک می کوبند .بعد از کوبیده شدن آن ها را با آربیز الک می کنند تا خاکی نرم و یکدست بدست آورند.بعد از اینکه خاک را صاف کردند ظرف گل را روی این خاک می ریزند و کمی ورز می دهند تا خاک با گل مخلوط شود برای تهیه ی گل کوزه گری خاک را از فاصله ی دو کیلو متری غرب روستای بهده از مکانی به نام گل کنی (gel kani) به محل کارگاه می آورند .به این خاک مقداری له اضافه کرده و آن را می خیسانند بعد از اینکه چند ساعتی ازخیساندن خاکهاگذشت وگل آماده شدآنرا ورز داده و مقداری از انرا برمیدارندوبصورت چانه های گلی در می آورند به این چانه ها در اصطلاح محلی موسوmosu می گویند موسو را روی خاک سفال می ریزندو روی خاک سفال ورز می دهند تا خاک سفال براحتی با آن مخلوط شود و گل نیز به خوبی آماده شود. شیوه ی ساخت: در ابتدا خاک رس که خاکی سفید رنگ می باشد را از فاصله ی دو کیلو متری روستا می آورند و آنرا الک کرده و گل می کنند .بعد از آن تکه های خرد شده ی سفال ها را کوبیده تا نرم شود. سپس آنها را الک می کنند. این خرده سفال ها را در فصل زمستان که هوا سرد می باشد از اطراف روستا جمع آوری کرده و در گوشه ای از حیاط انبار می کنند . چند روز قبل از ساخت کوزه آنها را درون آب قرار داده تا به اندازه ی کافی خیس بخورد وپس از گذشت چند روز خرده سفال ها را می کوبند .کوبیدن سفال ها بوسیله ی دو عدد سنگ می باشد که سنگ بزرگ را روی زمین قرار می دهند و تکه های کوچک سفال ها را روی آن گذاشته و با سنگ کوچکی آنها را می کوبند و بوسیله ی آربیز (arbiz) آنها را الک می کنند..خاک نرم شده را در گوشه ای ذخیره کرده و برای ساخت کوزه از آن استفاده می کنند. شش ساعت بعد از خیساندن خاک گلدونی آنها را ورز می دهند و مقداری از آن را روی خاک سفال می ریزند و خوب به هم می زنند تا خاک سفال به اندازه ی کافی با گل مخلوط شود .بعد از آماده شدن گل خانم سفالگر پشت پسک(passak) می نشیند و مقداری از گل را برداشته و آن را چانه (cane) می کند.به این چانه ها در اصطلاح محلی موسو(mosu) گویند.یک موسو را روی پسک گذاشته و و با دست به آن شکل می دهند و با توجه به ظرف مورد نظر آنرا می سازند. بطور معمول یک ظرف را در چند مرحله می سازند.هنگامی که حدود 15سانتی متر از دیواره ی یک ظرف را ساختند آنرا در کناری می گذارند و شروع به ساخت ظرف بعدی می کنند. مرحله ی اول ساخت ظرف در شب انجام می گیرد .معمولا بعد از نماز شام زنان در کنار هم جمع می شدند و مرحله ی اول کار خود را انجام می دادند که حدودا تا ساعت یک تا دو بامداد طول می کشیده است.تا این زمان هر کدام از زنان حدود ده عدد ظرف نیمه تمام ساخته بود و تا صبح مقداری از آنها خشک می شده. ظرف را در چند مرحله می سازند.هنگامی که حدود 15سانتی متر از دیواره ی یک ظرف را ساختند آنرا در کناری می گذارند و شروع به ساخت ظرف بعدی می کنند. مرحله ی دوم کار صبح روز بعد آغاز شده و تا نماز پسین ادامه داشته که در این زمان براحتی ادامه ی ساخت ظرف را روی ظروفی که شب قبل ساخته بودند انجام می دهند.برای ادامه ی کار گل را بصورت فتیله ای در می آورده که به آن مالنگ(maleng) می گویند.
ساخت ابتداي كوزه دراين مرحله بعداز اينكه هنرمد برای ادامه ی کار مالنگ ها را از داخل به لبه ی ظرف می چسپانند و آنها را به سمت بالا نازک می کنند.بعد از اینکه کمی از کار پیش رفت با تخته ای که به آن مله می گویند دیواره ی کوزه را صاف می کنند و با کشیدن مله از پایین به بالا سعی می کنند که کوزه یا ظرفی صاف بسازند. همانطور که ذکر شد ساخت ظروف در چند مرحله انجام می گیرد.در مرحله اول پایین ظرف ساخته می شود که به آن بنیان می گویند به از اینکه بنیان ظرف سفت شد مرحله دوم را میسازند که بدنه ظرف می باشد ودر اخرین مرحله اگر دسی باشد دهانه کوزه را می سازند که گل را کم کم به سمت داخل می کشند تا دهانه ظرف کمی باریکتر شود. در انتهای ساخت اگر ظرف مورد نظر کوزه باشد دسته ای برای آن قرار می دهند.در قدیم با چوب نخل و امروزه با چنگال خط هایی بر بدنه ی کوزه می کشند جهت تزیینات که از قطع شدن این خط ها توسط همدیگر لوزی پدید می آید . بعد از اینکه کوزه تمام شد آنرا در سایه قرار می دهند تا خوب خشک شود .سپس با خاک له leh (خاکی که از ته نشین شدن گل و لای درون آب بعد از خشک شدن آب باقی می ماند معمولا سفید رنگ و صاف می باشد) گل رقیقی آماده می کنند و به تمامی سطح کوزه می مالند. بعد از خشک شدن دوباره روی آن با گل کوزه و بوسیله ی خنارو (xenaru) روی کوزه را تزیین می کنند .تزیینات شامل خطوطی است که بصورت اریب از بالا به پایین کشیده می شود و در مرکز این خطوط همدیگر را قطع می کنند. .
ساخته ها تقریبا تمامی ظروف را در قدیم به اینصورت می ساختنداز مهمترین این ساخته ها می توان به موارد زیر اشاره کرد. 1-تنیر tanir :تنور،یکی از فراورده هایی که امروزه نیز از رونق خاصی برخوردار است و تمامی سفالگران انرا می سازند.ساخت تنور مانند سایر ساخته ها می باشند تنها تفاوت آن در پخت ان است که در بخش پخت سفال به پرداخته خواهد شد. 2-دسی desi همان کوزه می باشد که این منطقه به آن دسی می گوینددر فصل تابستان بدلیل نیاز به آب گرم مشتریهای دسی زیاد می شدند 3-حصیhasi ظرفی بزرگ تقریبا مانند تشت 4-بریکوberiku :آفتابه 5- خمه xome :خمره كوره :وضعيت كوره نيز با ديگر كوره هاي شناخته شده متفاوت است كوره مورد استفاده در بهده بسيار ساده و ايبتدايي مي باشد.و به اين كوره چارو(caru)مي گويند براي ايجاد چارو زميني در بيرون از حياط خانه انتخاب مي كنند سپس گودالي به عمق نيم متر و عرض تقريبي دو متر (عرض كوره بستگي به مقدار ظرفي دارد كه قرار است در كوزه قرار گيرد.)حفر مي گردد. بعد از اينكه گودال آماده شد .كف گودال را با كنده درخت خرما وته مانده شاخه هاي درخت خرما پر مي كنند روي تنه درختان ظروف سفالي را مي چينند و اطراف آنرا لپو (lapu)مي گذارند.لپوها تكه هاي گلي هستند كه به صورت صفحات مدور اخته شدهاستقطر اين صفحات نيم متر و ضخامت انها تقريبا ده سانتي متر است آنها را در اطراف ظروف پهلوي همديگر مي گذارند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 23:13 توسط کریمیان |
|
|
تندک نام روستایی است در 60 کیلومتری جنوب شهر سبزوار با مردمانی خونگرم وسخت کوش که با کمترین امکانات می سازند ولی روستای خود را رها نمی کنند و عشق وعلاقه خاصی به روستای خود دارند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 20:41 توسط کریمیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 |
|
RSS
|