X
تبلیغات
تندک tondok

نقاط دیدنی سبزوار

مصلای قدیمی

بازارسر پوشیده

آرامگاه ملاهادی سبزواری

آرامگاه حسین کاشفی

یخچالهای قدیمی

میل خسروگرد

امامزاده یحیی

امامزاده شعیب

مسجد جامع

مسجدپامنار

کاروانسراهای قدیمی

اتشکده آذر برزین مهر

رودخانه شهر ششتمد

آرامگاه ابن فندق در شهر ششتمد(نویسنده تاریخ بیهق)

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 8:23  توسط کریمیان | 
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 0:56  توسط کریمیان | 

وآن هنگام که قدم در راه می نهی به چه می اندیشی؟ شاید در ابتدا نیندیشی که آن نیز نتوان ، ولی بعد از طی طریق دیگر به همه چیز می اندیشی ، به سادگی ،به صفا، به خونگرمی مردمانی با کمترین توقع ،به طراوت وشادابی، به نانهای گرمی که موقع بیرون آمدن از تنور هوش از سر هر هوشیاری می ستاند، به درختان بادامی که اطراف روستا را احاطه کرده اند وامروزه سالخشکی لباس کسالت برتن آنها پوشیده است وتو می مانی که خواب بود یا بی خوابی،و تو می مانی که چرا آن خانم ها صبح تا شب با چوب بر خار می کوبند تا زندگی خود را شیرین کنند وچرا مردان تیشه بر ریشه این خارها می زنند،تا زحمتی برای الاغ وشیرین کامی برای گوسفندان باشد، در آن زمان که طبیعت رخت سفید پوشیده است .وزنان زحمت کشی که بعد از فراغت از تمامی کارها آن زمان که باید بیاسایند گره ای برگره های قبلی اضافه می کنند تا شاید زندگی محکمتری داشته باشند.گره هایی با رنگهای مختلف تا باغی دائمی برای دیگری بسازند.

..khoob kerdi amayi bi veblage mo

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 13:26  توسط کریمیان | 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 7:50  توسط کریمیان | 


    موزه بزرگ مردم شناسي خليج فارس در زميني به مساحت تقريبي ۲۵ هزار متر مربع است . اين موزه به دليل قرار گرفتن در سايت تاريخي و ثبت شده بركه هاي باران ، پتانسيل هاي ارزشمندي براي ايجاد يك پارك موزه اي فعال در بندرعباس به وجود آورده است.
    ساختمان موزه خليج فارس نمونه اي نادر و گرانبها در معرفي معماري جنوب ايران است و بي ترديد هماهنگي، صداقت، خلاقيت و توجه به ارزش هاي هنري، معماري و فرهنگي منطقه اي در موزه خليج فارس متجلي شده است و اين ساختمان سنگ محكي است براي نقد و بررسي معماري موجود در منطقه و مقايسه آن با گذشته نه چندان دور.
    موزه در ۳ طبقه با زير بناي ۲ هزار و ۴۰۰ متر مربع كه طبقه همكف يا اول داراي فضاي معماري عمومي، خدماتي، كتابخانه تخصصي و نمايشگاه است، طبقه دوم به بخش مردم شناسي تعلق دارد كه شامل گالري بازار سنتي ، آزادسازي قلعه هرمز ، صيد و صيادي است. طبقه سوم موزه نيز با توجه به غناي فرهنگي، تاريخي استان هرمزگان شامل بخش هاي باستان شناسي است.
    بخش مردم شناسي
بخش مردم شناسي موزه بزرگ خليج فارس به ۳ گالري بازار سنتي، گالري آزاد سازي هرمز از دست پرتغالي ها و گالري صيد و صيادي تقسيم شده است.
    * گالري بازار سنتي
    گالري بازار سنتي نخستين گالري در اين بخش از موزه است كه وضعيت بازار را به نمايش گذاشته است.
بازار در ايران با ويژگي هاي خود هميشه زبانزد جهانيان بوده و نام آن به همه زبان ها ي جهان در آمده و چنان مشهور شده كه صحنه هاي بزرگ و چشمگير در افسانه ها و داستان ها به خود اختصاص داده است تا جايي كه اگر مصنفي مي خواسته ايران و ايراني را در اثر خود توصيف كند نام بازار ايران بر آن مي نهاده است.
آنچه مسلم است نقش بازار در انتقال فرهنگ است و مكاني است مهم براي انجام پژوهش هاي اجتماعي و فرهنگي و همچنين مردم شناختي يك بازار سنتي گوياي نوع معيشت منطقه و شهر از قبيل كشاورزي، دامداري، صنعت و آداب و رسوم منطقه نيز نوع پوشاك و تغذيه و تمامي مسائلي است كه مردم با آن سرو كار دارند.
    گالري بازار سنتي داراي ۱۱ مجسمه از جنس موم است كه مردم بومي در حال اجراي كارهاي مختلف نشان مي دهد.
    * گالري آزاد سازي هرمز
    در سال ۱۵۰۷ ميلادي نيروهاي پرتغالي به فرماندهي آلفونسو آلبورد كرك جزيره هرمز را تصرف كرده و در دماغه شمالي آن در محل يك دژ قديمي اقدام به ساخت قلعه و تاسيسات نظامي و دفاعي كرد كه مراحل ساخت آن ۳۰ سال به طول انجاميد و آلبو كرك و اخلاف او به دلايل استراتژيكي و اقتصادي، تسلط بر تنگه هرمز را دنبال كرده به اين طريق هم به مسير بازرگاني دريايي خليج فارس - درياي مكران (عمان) تا هند و چين كنترل داشته باشد و هم از طريق ترانزيت دريايي در واقع اخذ باج و خراج از كشتي هاي تجاري به اهداف اقتصادي خود دست يابند.
با تثبيت حكومت صفوي و قدرت گيري آن در زمان شاه عباس بزرگ (دوم) در سال ۱۶۲۲ ميلادي به فرماندهي امام قلي خان با اجاره تعدادي كشتي از انگليسي ها به جزيره هرمز يورش برده و پس از ۱۱۵ سال اين بخش از خاك كشور كه موقعيت استراتژيكي بسيار مهمي برخوردار بود را آزاد كردند.
    با ورود به اين گالري سنسورهاي صدا فعال شده و صداي برخورد شمشير، تفنگ سرپر ، توپ و غرش جنگجويان به گوش مي رسد. كه اين صحنه نبرد در قلعه هرمز را به نمايش گذاشته و ۵ مجسمه در حال جنگ را مي تواني ببيني كه اين مجسمه ها شامل امام قلي خان، يك سرباز و ۳ سرباز پرتغالي بوده كه فرمانده آنها به دست امام قلي خان بر زمين افتاده و در حال جان دادن است. چهره هاي سربازان پرتغالي با چشم هايي از حدقه درآمده ترس و وحشت را تداعي مي كند و ايراني ها را با اطمينان از پيروزي نشان داده شده است. ظرافت كار در اين گالري چشمان پرتغالي ها است كه به صورت رنگي است و به گونه اي اين مجسمه ها ساخته شده كه صحنه يك نبرد واقعي را نظاره گر خواهي شد.
    * گالري صيد و صيادي
صيد و صيادي به شيوه هاي مختلفي انجام مي گيرد و مشاغل ديگري را چون قايق سازي ، لنج سازي، تور بافي ، گر گور بافي را به دنبال دارد كه به طور مستقيم با ماهيگيران در ارتباط هستند.
، صيد با تورهاي مختلفي چون تور پازوكي، تور شنا، تور گاريزي، تور حيال، قلاب هاي مختلف و صيد با مشتا كه خود سيستم پيچيده اي است، انجام مي شود و صيد ميگو و از همه مهم تر صيد مرواريد كه خاستگاه آن بندر لنگه در غرب بندرعباس و كيش بوده است از مشاغل مهم استان هرمزگان محسوب مي شود.
    گالري صيد و صيادي نيز به مانند ديگر گالري هاي موزه مردم شناسي با ورود به آن سنسورهاي صدا فعال شده و صداي موج دريا و مرغان دريايي به گوش مي رسد در اين گالري چهار مجسمه با يك قايق و يك لنج روي دريا به معرض نمايش گذاشته شده است. برروي عرشه لنج ملواني (جاشو) را مي بيني كه در حال كشيدن طناب لنگر است و ناخدا نيز به صورت ايستاده با محاسني سفيد كه با نصب دستگاه و پردازش باد به آن سمت محاسنش تكان مي خورد در انتهاي لنج قرار دارد. در كنار لنج يك قايق همراه با مرد ماهيگير را مي بيني كه تور در دريا انداخته براي صيد ماهي و در كنار او شخصي به عنوان صياد مرواريد را مشاهده مي كني كه از قعر دريا بيرون آمده و صدفي كه در آن مرواريد وجود دارد به دست دارد.
    اين گالري بسيار زيبا طراحي شده. لنج و قايق بر روي دريا قرار گرفته و آبي آب دريا به زيبايي آن نيز افزوده است.
   * بخش باستان شناسي
    با اتكا به مطالعات و پژوهش هاي باستان شناختي، حوزه فرهنگي از دوره پالئولتيك (كهن سنگي) گذرگاه جوامع و گروه هاي انساني بوده است كه در آفريقا به سمت جنوب شرق آسيا گسترش يافته بودند و ابزارهاي سنگي دوره پالئولتيك قديم (حدود ۵۰۰ هزار سال پيش) كه از طرف ميناب به دست آمده مؤيد آن است كه منطقه هرمزگان در اين دوره از نظر زيست محيطي و جغرافيايي توان تامين نيازمندي هاي معيشتي گروه هاي انساني كه اقتصاد آنها متكي بر گردآوري خوراك و شكار بود را داشته است.
    در گالري پيش از تاريخ اشيايي از جنس سفال، سنگ، فلز (مس، برنز و آهن) وجود دارد. ظروف سفالي، ظروف سنگي از جنس سنگ صابون و مرمر، مجسمه، ابزار و تيغه هاي سنگي و سفالي كه تيغه هاي سفالي براي نخستين بار در دي ماه ۸۶ در لايه نگاري تم مارون رودان كشف شده كه تاكنون در ايران و جهان نمونه مشابه آن گزارش نشده است، سر پيكان و سر نيزه هاي جنس برنز و نيز تعدادي از برنز هاي لرستان نيز در ميان آنها به چشم مي خورد.
    اين اشيا مربوط به هزاره سوم پيش از ميلاد تا هزاره اول پيش از ميلاد است (يعني از ۵ هزار سال تا ۳ هزار سال قبل)
    * گالري دوره تاريخي
دوره تاريخي حد فاصل دوره هخامنشي تا پايان دوره ساساني (سده ۷ قبل از ميلاد تا سده ۷ ميلادي) منطقه هرمزگان به عنوان يكي از پايگاه هاي مهم بازرگاني - اقتصادي و سياسي - نظامي ايران مدنظر قرار مي گيرد.
مدارك به دست آمده از بررسي هاي مناطق رودان، ميناب، حاجي آباد مبين آن است كه در طول دوره اشكانيان ( ۲۵۰ قبل از ميلاد تا ۲۲۴ ميلادي) حوزه فرهنگي هرمزگان يكي از مهم ترين مناطق استراتژيكي - اقتصادي و فرهنگي امپراطوري اشكاني (پارت) و ساساني به شمارمي آمده است.
    در گالري دوره تاريخي اشياي سفالي، سنگي، فلزي به معرض نمايش گذاشته شده است كه شامل ظروف سفالي، ريتون سفالي، زيور آلات از جنس سنگ هاي قيمتي، سر پيكان برنزي مي شود كه عموماً مربوط به دوره اشكاني و ساساني است و از مناطق بشاگرد، ميناب، رودان و حاجي آباد به دست آمده است.
    * گالري دوره اسلامي
    با اتكا به مدارك باستان شناختي و اسناد تاريخي و سفرنامه هاي جهانگردان مسلمان و اروپايي يكي از مهم ترين مراكز تجاري ايران در حد فاصل دوره سلجوقي تا صفوي هرمز كهنه بوده است اين مركز اقتصادي از طريق بازرگاني دريايي از يك سو با اروپا و از سوي ديگر با كشورهاي عربي جنوب و جنوب غربي خليج فارس و جنوب شرق آسيا و چين سطح وسيعي از مبادلات بازرگاني و به تبع آن ارتباطات فرهنگي بر قرار مي كرده است.
    هرمز كهنه بخشي از ميناب امروزي بود كه با حمله سپاهان مغول رونق و شكوفايي خود را از دست داد و هرمز جديد يا جزيره هرمز فعلي جايگزين آن شد.
    در گالري دوره اسلامي اشياي سفالي، فلزي، چيني، سلادون و چوبي شامل ظروف سفالي چيني سلادون و آبي و سفيد خنجرهايي از جنس نقره، جعبه هاي آرايشگري ، عطردان به معرض نمايش گذاشته اند كه مربوط به دوره هاي مختلف اسلامي از سده هاي اوليه تا قاجاريه است.
    * گالري سكه
    اين گالري آخرين بخش از موزه باستان شناسي است. در گالري سكه، سكه هايي از جنس نقره، نيكل، برنز، مس مربوط به دوره هاي سلوكي (جانشين اسكندر در ايران) اشكانيان، ساسانيان، عرب ساساني، اموي، ايلخاني، تيموري ، آق قويونلو ، صفوي، قاجاري و پهلوي به معرض نمايش گذاشته اند. سكه ها از قديمي ترين آنها تا اواسط قاجاريه ضربي بوده و از اواسط قاجاريه به بعد ماشيني است و طيف زماني ۲ هزار و ۳۰۰ سال قبل تا ۵۰ سال قبل را شامل مي شود.
*گالری دوره پارینه سنگی: این گالری شامل تندیس 3مرد از دوره پارینه سنگی است که یکی از آنها پسر بچه ای است که در حال آوردن هیزم است ودیگری مردی درحال آوردن شکار وسومی در حال روشن کردن آتش.

امیدوارم فرصتی یافته ازاین موزه دیدن کنید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 16:53  توسط کریمیان | 

این مراسم  در روستای لافت جزیره قشم  در اعیاد برگزار می شود. پیشینه این مراسم به زمانی بر می گردد که لنج ها بادبانی بود بیشتر تجارت بوسیله لنج های بادبانی صورت می گیرد. تاجران  و ملوانان یک لنج بعد از ترک بندر حدود شش ماه  طول می کشید تا سفر خود را تمام کرده تا دوباره به بندر باز گردد. در آن زمان در زمان بدرقه مسافران و همچنین استقبال آنها مراسمی برگزار می گردد که مراسم رزیف       می گویند. مراسم رزیف نوعی رقص دسته جمعی است که گروهی با چوبی باریکی در دست دارند انجام       می دهند. امروزه سفرها بوسیله کشتیها و لنجهای موتوری انجام می گیرد و مقصد اکثر لنجهای نیز دبی          می باشد. به همین خاطر دیگر از آن سفرهای شش تا یکساله خبری نیست . امروزه به وسیله نمادی و به عنوان یادبودی از گذشته این مراسم را در زمان شادی ، مخصوصاً اعیاد برگزار می کنند .

از فاصله تقریباً یک کیلومتری به لنجی که به صورت نمادی در ساحل ساخته اند ، همراه با ساز و آواز نزدیک می شوند گروهی از مردم که بیشتر افراد کهنسال می باشند با یک دست کمر همدیگر می گیرند و با چوبی در دست دیگر دارند حرکاتی موزونی انجام می دهند.در جلوی این افراد قایقی نیز که زیر آن چرخ قرار      داده اند به سمت لنج حرکت داده می شوند، در قدیم زمان استقبال با قایق به سمت لنج می رفتند.همان نماد قدیم در خشکی اجرا می شود.  چند نفر نیزبرای هماهنگی حرکات بر طبل می کوبند. به این ترتیب به لنج نزدیک می شود واین گروه طناب بادبان را گرفته با خواندان اشعاری بادبان رابالا می کشند ، در هنگام بالا کشیدن بادبان این ذکر را باهم

می خوانند : الا محمد یا علی ذکر حسن ذکر حسین با فاطمه بنت نبی ، این مراسم از ساعت 3 بعدالظهر شروع شده و معمولاً تا اذان مغرب ادامه می یابد. در این هنگام بادبان را پایین آو رده آن را می بندند تا عیدی دیگر

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 18:23  توسط کریمیان | 

 

استان هرمزگان

استان هرمزگان با مساحت 68472 كيلومتر مربع در جنوب ايران و در شمال تنگه هرمز واقع شده است در بخش عمده اي از شمال و شمال شرقي با كرمان همسايه است وازشمال غربي و مغرب آن با استانهاي فارس و بوشهر و از شرق با استان سيستان و بلوچستان مرز مشترك دارد.

استان هرمزگان از مناطق گرم وخشك ايران است و تحت تاثير آب  وهواي بياباني و نيمه بياباني قرار دارد آب وهواي كناره هاي درياي عمان وخليج فارس بياباني كناره ايست كه به علت وجود رطوبت

از شدت دما در روز وكاهش شديد آن در شب جلوگيري بعمل مي آورد هر چه از كناره هاي استان هرمزگان به سمت شمال يا ارتفاعات برويد تفاوت آب وهوا زيادتر مي شود.

 

پارسيان(گاوبندي gavbandi)

شهرستان پارسيان با مساحتي برابر 12/1783 كيلومتر مربع در 53 درجه و22 دقيقه طول شرقي و 27 درجه و 7 دقيقه عرض شمالي قرار دارد.

از شمال به سلسله جبال زاگرس، از جنوب به خليج فارس، از غرب به استان بوشهر و پروژه عظيم پارس جنوبي و عسلويه و از شرق به بخش شيبكوه بندر لنگه محدود است.

وجود 800 حلقه چاه كشاورزي و زمين هاي مساعد اين شهرستان را به يكي از قطب هاي كشاورزي استان تبديل كرده است. از گذشته هاي دور نيز گاوبندي از مناطق كشاورزي بوده و برخي در مورد وجه تسميه آن مي گويند كه به دليل وجود گاوچاه هاي متعدد در منطقه به اين نام معروف شده است.

سفال ها و كوزه هاي كشف شده در اين منطقه بيانگر آن است كه  تاريخچه سكونت در آن به بيش از 1400 سال پیش مي رسد.

مردم آن به زبان فارسي با لهجه محلي سخن مي گويند و مردم روستاهاي عرب نشين مانند حصيران، عماني، بركه دوكا، چاه شنبه، چاه مهو، زيارت، شيو، مغدان، غورزه، سروباش، فارسي، اكبري، تمبو جنوبي، تمبو شمالي به زبان عربي تكلم مي كنند.

این شهرستان 2 بخش ،1 شهر و 4 دهستان دارد:

بخش مرکزی: شهر پارسیان، دهستان مهرگان و بوچیر

بخش کوشکنار: دهستان کوشکنار و بهدشت

آب و هوای آن گرم و خشک با زمستان های معتدل و تابستان های گرم و مرطوب است.

شغل عمده ی آنها کشاورزی ، دامداری و صیادی است و عده ای نیز از طریق مهاجرت به کشورهای حاشیه خلیج فارس و کار درآنجا امرار معاش می کنند.

نکته ی دیگری که در تمایز این شهرستان نسبت به دیگر شهرستان های استان قابل توجه است ، سطح تحصیلات مردم و پیشرفت های علمی آنها در زمینه های مختلف است.در سال های اخیر دو دانشگاه پیام نور و آزاد اسلامی نیز در منطقه ایجاد شده که زمینه ی مناسبی برای افزایش سطح تخصص و دانش به ویژه برای اهالی بومی آن می باشد.بر اساس برآورد آمار سال 1385 ، جمعیت این شهرستان 32369 نفر است.

 

روستای بهده

روستای بهده در 35کیلومتری شرق شهرپارسیان واقع شده است دارای315خانوارجمعیت می باشد.مذهب اهالی شافعی است وشغل انها بیشتر کارگری کشاورزی وصید مروارید بوده امروزه شغل اکثر آنهاکارگری و کشاورزی و مشاغل دولتی است.

كلياتي در مورد سفالگري:

همانطور كه قبلا اشاره شد سفالگري هنر وصنعت ظريفي است كه از شرق سر چشمه مي گيرد. وو آميزه اي است از دقت نظر وتيز بيني وزيبايي پرستي شرقي وسراسر آن تجربه و زحمت است  والهام گرفته از طبيعت،مناظر ،پرندگان،حيوانالت وحتي انسان،و چشم اندازهاي دل انگيز فوق روح وبطن اين صنعت بديع مي باشد.سفالگري شايد از نخستين هنرهاي دستي باشد كه از نياكان وادوار گذشته به ارث رسيده است از نسلي به نسل ديگر و هر روز بر تنوع وكيفيت آن افزوده شد.

سفال سازي از دير باز همانند ديگر هنر هاي ذكر شده در استان هرمزگان رواج داشته است و اين هنر به شيوه هاي گوناگون رواج دارد . در شهر ميناب با چرخ پايي،چرخ دستي ،در شهر بندر عباس وبستك با چرخي همچون چرخ خراطي ،و بدون چرخ در شهرستان پارسيان ،كه موضوع اين پژوهش مي باشد.بر اساس بررسي وشناسايي انجام شده به سر پرستي آقاي عليرضا عسكري در اين منطقه سفالهايي بدست آمده كه قدمت آنها به      مي رسد .و اما سفالهلايي نيز وجود دارند كه دقيقا مانند سفال مورد ببحث ساخته شده اند يعني در ساخت آنها نيثز از چرخ استفاده نشده است و قدمت اين نوع سفالها به به           مي رسد

به دلايلي مي توان گفت كه ساخت سفال بهده از از هزاران سال پيش شروع شده است

 اولين تصور بر اين است كه اولين سفالگران زن بوده اند .زيرا لازمه ساختن ظروف گلي نيازمند سكونت طويل المدت در يك منطقه است مردان آزادبودند و  براي گشت وگذارو شكار بيرون مي رفتند.در حالي كه زنان جهت نگهداري بچه ها و تهيه غذا مجبور بودند كه در خانه بمانند. همانطور كه قبلا نيز اشاره شد. مبدا وتكامل يك ظرف خاكي طي يك فرايند خاكي انجام گرفته است سبدهاي بافته شده از شاخه هاي كوچك  به همراه خاك رس گل براي اينگژكه غلظتشان بيشترز باشد رديف گشته اند .و اتفاقا وقتي سبدي مانند اين اتش مي گرفت تنها چيزي كه مي ماند خطوط گلي و خاكي آن بودند.و اولين بشقاب سفالين از اين طريق  ساخته شده . مزاياي كاسه اي پايدار محكم از اين قبيل طي  زمان مشاهده شده است (اين اطلاعات بر اساس يافته هاي عصر حجر بدست آمده است.

در بهده اين زنان هستند كه به سفالگري مي پردازند.و مردان هركز اينكار را انجام نمي دهند. و از قديم اين كار را ياد نگرفته اند.در صورتي كه در ديگر نقاط ايران اين مردان هستند كه به سفالگري مي پردازند به استثناي كلپوركان كه در آنجا نيز دقيقا مانند بهده سفالگري مي كنند.

دليل دوم : در بهده زنان هيچگاه از چرخ سفالگري استفاده نكرده اند. بلكه هر ظرف يا ساخته را روي يك صفحه گلي گرد كه تقريبا ثابت است مي سازند و اين صفحه تا زمان خشك شدن ساخته در زير آن مي ماند. به احتمال زياد از دوران  گذشته انسان بررروي صفحه هاي ساخته ها را مي ساختند وتا زمان خشك شدن انرا نگه ميداشتند.  زناندر روستاي بهده مرحاه به مرحله بر روي ديواره ظرف گل مي گذارن و آنرا بالا مي برند.

دليل سوم :براين نظر است كه سفالهايي كه از دوران گذشته  تا بحال در اين روستا ساخته شده اند فاقد لعاب ميباشند. از 4000سال قبل ايرانيان به خوبي تكنيك لعاب را مي شناخته اند.

در روستاي بهده از نوعي لعاب  گلي بسيار ساده استفاده مي كنند .كه قدمت اين نوع لعاب به   مي رسد. د ر بهده ظرفها بعداز ساخته شدن با تخته  صاف مي سشوند .و بعد از خشك شدن با لعاب گلي لعاب داده مي شوند. هدف از از لعاب سفيد شدن ظرف بعداز پخت مي باشد.

تزيينات سفال بهده:

زنان بهده براي تزيين دست ساخته هاي خود بسيار ساده وابتدايي و در عين حال چشم نواز و زيبا عمل مي كنند آنانبعداز اينكه ساخ ظرف به پايان رسيد و قبل ازاينكه آنرا در كوزه قرار دهند. لعابي با استفاده از خاك له آماده مي كنندو سطح كوره را با اين لعاب لعاب ميدهند.بعد از اينكه تمامي ظرف را لعاب دادند،از ظرف اولي  كه لعاب آن خشك شده است.شروع به تزيين مي كنند.تزيينات شامل خطوط ساده و ابتدايي مي باشد.

براي تزيين بوسيله خناررو بر روي لعاب خشك شده گلي خطوطي به شكل مورب از بالاي ظروف (لبه ظرف)به سمت پايين مي كشند.كه تقريبا اين خطوط در ده سانتي متر از لبه ظرف همديگر را قطع مي كنند. از برخورد اين خطوط لوزيهايي نيز تشكيل مي شود.علاوه بر تزييينات خطوط روي دسته ظرف نيز فرو رفتگيهايي ايجاد مي كنند و باعث دندانه دار شدن دسته ظروف مي گردند.

براي ايجادخط از خود گل استفاده مي كنند .چرا كه لعابي كه به كوزه مي دهند . بعد از پخت سفيد رنگ مي شود.حال اگر با گل كوزه گري رقيق خطوطي بر روي اين لعاب بكشند اين خطوط بعد از پخت قرمز رنگ مي شود.

 

بيشترين وسيله اي كه امروزه همچنان طرفداران خاص خود را دارد و از زرونق آن كاسته نشده است.و چند نف هستند كه به ساخت تنور مشغول مي باشنذد.

در اصطلاح محلي به آن تنيرtanir)) مي گويند.

در قديم كه سفالگري از رونق بيشتري برخوردار بود  معمولا محل كار حياط يكي از اهالي بود كه شبها در كنار هم مي نشستند و كوزه مي ساختند.

اماذ نكته جالب شباهت بسيار زياد سفال بهده و سفال كلپوركان مي باشد  كلپوركان در قسمت جنوب شرقي و نزديك مرز پاكستان ودر 390كيلومتري جنوب زلهدان مركز استان واقع شده است.ونزديكترين شهر به آن سراوان است در واقع كلپوركان يكي از روستاهاي سراوان محسوب مي شود.فاصله ايندو يعني بهده وكلپوركان تقريبا 1100(1155)كيلومتر مي باشد.

 

سفالگری در روستای بهده

این سفالگران تنها در روستای بهده بوده اند که امروزه تعدادی از آنها به شهر پارسیان هجرت کرده اند. تمامی این افراد زن بوده و از سنین نوجوانی به کار سفالگری مشغول می باشند. بطوریکه دو نفر از خانم هایی که با آنها مصاحبه شد 70و75 سال سن داشتند.دراین منطقه هیچ مردی به سفالگری مشغول نمی باشد. وتمامی این هنرمندان زن هستند.دختر بچه ها از بچه گی در کنار مادرشان بازی می کنند تا اینکه سفالگری را یاد می گیرند وشروع می کنند به سفالگری. حتی ساخت تنور که مشکل است و نیروی زیادی لازم دارد

كارگاه:

در روستاي بهده كارگاه خاصي به آن شكل كه در ذهن جلوه مي كند وجود ندارد . خانم ها در محوطه ای باز و یا حیاط یکی از اهالی جمع می شدند و به کوزه گری می پرداختند ولي امروزه كه از رونق سفالگري كاسته شده است هر كس در حياط خانه خود به سفالگري مي پردازد.

مواد مورد نياز:

1-خاک رس که به آن خاک گل دونی گویند.

2- خرده سفال های کهنه:

درفصل زمستان که هوا خنک می باشد خرده سفال ها رااز اطراف جمع میکنند ودر گوشه ای از حیاط روی همدیگر انبار می کنند.بیشتر این سفالها را از محوطه های باستانی جمع میکنند و کسانی که از قدیم به این کار اشتغال داشته اند بخوبی این محوطه را می شناسند.هنگامی که می خواهند از خاک سفال استفاده کنند آنهارا چند روز در آب نگه می دارند .سپس آنها را روی سنگ بزرگی بوسیله ی سنگی کوچک می کوبند .بعد از اینکه سفالها بخوبی کوبیدند آن ها را با آربیز الک می کنند تا خاکی نرم و یکدست بدست آورند.

3- موی بز:(در ساخت تنورمورد استفاده قرار می گیرد.)

4-له leh به رسوبات نرمی که بعد از خشک شدن اب در یک نقطه بر جا می ماند له می گویند.

ابزار مورد نیاز:

1- ظرف آب که در حین کارکردن گل را کمی خیس میکنند تا بتوانند به راحتی به آن شکل بدهند.(تصوير شماره

2- پسک(passak) پسک صفحه ای گرد از گل میباشد قطر ان تقریبا 30سانتی متر و ضخامت آن تقریبا 2سانتی متر می باشد برای ساخت هر ظرف یک عدد پسک لازم دارند وهر ظرف را روی یک پسک می سازند وتا زمانیکه کاملا خشک نشده آنرا از روی پسک بر نمیدارند.

3- مله (male):تخته ای را گویند به ابعاد4*9وقطر نیم سانتی متر که از آن برای صاف کردن بدنه ساخته استفاده می کنند.

4- آربیز (arbiz):الک (تصوير شماره

5- خنارو(xonaru):قلم مو،این وسیله را با موی بز و توسط خود هنرمندان ساخته می شود.


 

 

طرز تهیه ی گل:

نموده و آنها را چند روز در آب نگه می دارند .سپس آنها را روی سنگ بزرگی بوسیله ی سنگی کوچک می کوبند .بعد از کوبیده شدن آن ها را با آربیز الک می کنند تا خاکی نرم و یکدست بدست آورند.بعد از اینکه خاک را صاف کردند ظرف گل را روی این خاک می ریزند و کمی ورز می دهند تا خاک با گل مخلوط شود

برای تهیه ی گل کوزه گری خاک را از فاصله ی دو کیلو متری غرب روستای بهده از مکانی به نام گل کنی (gel kani) به محل کارگاه می آورند .به این خاک مقداری له اضافه کرده و آن را می خیسانند بعد از اینکه چند ساعتی ازخیساندن خاکهاگذشت وگل آماده شدآنرا ورز داده و

مقداری از انرا برمیدارندوبصورت چانه های گلی در می آورند به این چانه ها در اصطلاح محلی موسوmosu می گویند موسو را روی خاک سفال می ریزندو روی خاک سفال ورز می دهند تا خاک سفال براحتی با آن مخلوط شود و گل نیز به خوبی آماده شود.

شیوه ی ساخت:

در ابتدا خاک رس که خاکی سفید رنگ می باشد را از فاصله ی دو کیلو متری روستا می آورند و آنرا الک کرده و گل می کنند .بعد از آن تکه های خرد شده ی سفال ها را کوبیده تا نرم شود. سپس آنها را الک می کنند. این خرده سفال ها را در فصل زمستان که هوا سرد می باشد از اطراف روستا جمع آوری کرده و در گوشه ای از حیاط انبار می کنند . چند روز قبل از ساخت کوزه آنها را درون آب قرار داده تا به اندازه ی کافی خیس بخورد وپس از گذشت چند روز خرده سفال ها را می کوبند .کوبیدن سفال ها بوسیله ی دو عدد سنگ می باشد که سنگ بزرگ را روی زمین قرار می دهند و تکه های کوچک سفال ها را روی آن گذاشته و با سنگ کوچکی آنها را می کوبند و بوسیله ی آربیز (arbiz) آنها را الک می کنند..خاک نرم شده را در گوشه ای ذخیره کرده و برای ساخت کوزه از آن استفاده می کنند.

شش ساعت بعد از خیساندن خاک گلدونی آنها را ورز می دهند و مقداری از آن را روی خاک سفال می ریزند و خوب به هم می زنند تا خاک سفال به اندازه ی کافی با گل مخلوط شود .بعد از آماده شدن گل خانم سفالگر پشت پسک(passak) می نشیند و مقداری از گل را برداشته و آن را چانه (cane) می کند.به این چانه ها در اصطلاح محلی موسو(mosu) گویند.یک موسو را روی پسک گذاشته و و با دست به آن شکل می دهند و با توجه به ظرف مورد نظر آنرا می سازند. بطور معمول یک ظرف را در چند مرحله می سازند.هنگامی که حدود 15سانتی متر از دیواره ی یک ظرف را ساختند آنرا در کناری می گذارند و شروع به ساخت ظرف بعدی می کنند.

مرحله ی اول ساخت ظرف در شب انجام می گیرد .معمولا بعد از نماز شام زنان در کنار هم جمع می شدند و مرحله ی اول کار خود را انجام می دادند که حدودا تا ساعت یک تا دو بامداد طول می کشیده است.تا این زمان هر کدام از زنان حدود ده عدد ظرف نیمه تمام ساخته بود و تا صبح مقداری از آنها خشک می شده. ظرف را در چند مرحله می سازند.هنگامی که حدود 15سانتی متر از دیواره ی یک ظرف را ساختند آنرا در کناری می گذارند و شروع به ساخت ظرف بعدی می کنند.

مرحله ی دوم کار صبح روز بعد آغاز شده و تا نماز پسین ادامه داشته که در این زمان براحتی  ادامه ی ساخت ظرف را روی ظروفی که شب قبل ساخته بودند انجام می دهند.برای ادامه ی کار گل را بصورت فتیله ای در می آورده که به آن مالنگ(maleng)  می گویند.

 

 

ساخت ابتداي كوزه دراين مرحله بعداز اينكه هنرمد برای ادامه ی کار مالنگ ها را از داخل به لبه ی ظرف می چسپانند و آنها را به سمت بالا نازک می کنند.بعد از اینکه کمی از کار پیش رفت با تخته ای که به آن مله می گویند دیواره ی کوزه را صاف می کنند و با کشیدن مله از پایین به بالا سعی می کنند که کوزه یا ظرفی صاف بسازند.

همانطور که ذکر شد ساخت ظروف در چند مرحله انجام می گیرد.در مرحله اول پایین ظرف ساخته می شود که به آن بنیان می گویند به از اینکه بنیان ظرف سفت شد مرحله دوم را میسازند که بدنه ظرف می باشد ودر اخرین مرحله اگر دسی باشد دهانه کوزه را می سازند که گل را کم کم به سمت داخل می کشند تا دهانه ظرف کمی باریکتر شود.

در انتهای ساخت اگر ظرف مورد نظر کوزه باشد دسته ای برای آن قرار می دهند.در قدیم با چوب نخل و امروزه با چنگال خط هایی بر بدنه ی کوزه می کشند جهت تزیینات که از قطع شدن این خط ها توسط همدیگر لوزی پدید می آید . بعد از اینکه کوزه تمام شد آنرا در سایه قرار می دهند تا خوب خشک شود .سپس با خاک له leh  (خاکی که از ته نشین شدن گل و لای درون آب بعد از خشک شدن آب باقی می ماند معمولا سفید رنگ و صاف می باشد)

گل رقیقی آماده می کنند و به تمامی سطح کوزه می مالند. بعد از خشک شدن دوباره روی آن با گل کوزه و بوسیله ی خنارو (xenaru) روی کوزه را تزیین می کنند .تزیینات شامل خطوطی است که بصورت اریب از بالا به پایین کشیده می شود و در مرکز این خطوط همدیگر را قطع می کنند. .

 

ساخته ها

تقریبا تمامی ظروف را در قدیم به اینصورت می ساختنداز مهمترین این ساخته ها می توان به موارد زیر اشاره کرد.

1-تنیر tanir :تنور،یکی از فراورده هایی که امروزه نیز از رونق خاصی برخوردار است و تمامی سفالگران انرا می سازند.ساخت تنور مانند سایر ساخته ها می باشند تنها تفاوت آن در پخت ان است که در بخش پخت سفال به پرداخته خواهد شد.

2-دسی desi همان کوزه می باشد که این منطقه به آن دسی می گوینددر فصل تابستان بدلیل نیاز به آب گرم مشتریهای دسی زیاد می شدند

3-حصیhasi ظرفی بزرگ تقریبا مانند تشت

4-بریکوberiku  :آفتابه

5- خمه xome :خمره

كوره :وضعيت كوره نيز با ديگر كوره هاي شناخته شده متفاوت است كوره مورد استفاده در بهده بسيار ساده و ايبتدايي مي باشد.و به اين كوره چارو(caru)مي گويند

براي ايجاد چارو زميني در بيرون از حياط خانه انتخاب مي كنند سپس گودالي به عمق نيم متر و عرض تقريبي دو متر (عرض كوره بستگي به مقدار ظرفي دارد كه قرار است در كوزه قرار گيرد.)حفر مي گردد. بعد از اينكه گودال آماده شد .كف گودال را با كنده درخت خرما وته مانده شاخه هاي درخت خرما پر مي كنند روي تنه درختان ظروف سفالي را مي چينند و اطراف آنرا لپو (lapu)مي گذارند.لپوها تكه هاي گلي هستند كه به صورت صفحات مدور اخته شدهاستقطر اين صفحات نيم متر و ضخامت انها تقريبا ده سانتي متر است آنها  را در اطراف ظروف پهلوي همديگر مي گذارند

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 23:13  توسط کریمیان | 
تندک نام روستایی است در 60 کیلومتری جنوب شهر سبزوار با حدود ۴۵۰خانوار و۱۵۰۰نفر جمعیت
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 20:41  توسط کریمیان |